نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 مهر 1391برچسب:, توسط سعید یاوری |

 

 دانلود دیوان غزلیات صائب تبریزی برای دانلود برروی دانلود کلیک کنید

 

 

دانلود

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 10 مهر 1391برچسب:, توسط سعید یاوری |

 

 نگاهی به تاریخچه ی مولان

دهستانی را می خواهیم خدمت شما میهمان عزیز توصیف کنیم دهستانی است

 از توابع شهرستان کلیبر، استان آذر با یجان شرقی این دهستان در 200 کیلومتری تبریز،

 45 کیلومتری کلیبر در دامنه سر سبز کوه «اوچ قارداش » واقع شده است .روستاهای اطراف این دهستان از شمال به جنوب عبارتند از :خانگاه ٬ پالطدی ٬ کومان ٬ باشاو٬ لومهنی ٬ شیرییه٬ پیرلر٬ عبدالرزاق٬ اتی کندی٬ قیرانچای٬ محمد حسنلو٬ قیه باشی٬ استانبیگلو٬ اولی قیشلاق٬ وضمنا این دهستان در ۲۵ کیلومتری شهر آبش احمد و در۲۷ کیلومتری شهر خمارلوقرار دارد.فاصله مولان از رود ارس ۲۰ کیلو متر است .

فرهنگ این دهستان از دیر وباز زبان زد عام وخاص بوده وهست و تقریبا ۳/۱ جمعیت این دهستان فرهنگی هستند وشغل اکثریت دراین دهستان دامداری وکشاورزی است دهستان مولان دارای چهار مسجد به نام های :مسجد امام زمان(ع)-مسجد جامع مولان-مسجد حضرت ابوالفضل(ع)ومسجد صاحب الزمان"باغ"

مولان؛ روستایی از مرز آذربایجان از دیار قهرمان پرور و همیشه سرفراز قره داق، از دیرباز به فرهنگ دوستی و پرورش ادب معروف است. تاریخ دقیقی از پیدایش و علل شهرت آن بنام مولان در دست نیست ولی در بین مردم مواردی ذکر شده است که بطور مختصر اشاره میکنیم؛ از جمله این موارد :

1.      اولین کسی که این روستا را ایجاد نموده و با سه پسر خود در آن زندگی کرده است  شخصی بنام مولاوردی یا مولاقلی بوده است. این مورد از لحاظ منطقی دور از ذهن نیست چرا که در اکثر نسبنامه ها اسم مولاوردی ذکر گردیده که سه پسر به نامهای ، زمان ، سلطان و عبدا... داشته است.

2.      اینجا محل اصلی مولان نیست. در این روستا قبل از مولانیان امروزی سکنه هایی زندگی میکرده اند که در اثر درگیری با اهالی امروزی مولان _ که در آن زمان در محدوده ای بنام داغداغان زندگی میکردند_ مجبور به مهاجرت شدند و در ساحل رود ارس(آراز) روستای امروزی کاررانلو را ایجاد کردند (این مورد نیز مستندات تاریخی دارد چرا که در محدوده ی فوق الذکر بقایایی از ساختمان ها بر جای موجود است و اهالی روستای کاررانلو هم امروزه این مورد را قبول میکنند).

3.      مولان در اصل مآولان بوده که از ریشه مآفلار مشتق شده است. آنجایی که خانقاه شیخ صالح انصاری مولان (از سلسله خانقاه های شیخ صفی الدین اردبیلی) در این مکان بدست شاه عباس اول بنا شده و تعدادی از نظامیان و درباریان و ادبا و حکمای صفوی در این مکان زندگی  کرده اند که از پرداخت مالیات و جزیه معاف بودند به آنها مآفلار (معاف شدگان) میگفتند که به مرور زمان کلمه ی مافلار به مآولان وسپس به مولان تغییر شکل داده است.

به هر حال این روستا از دیر باز به عنوان قطب فرهنگی و ادبی منطقه شناخته شده است و شاعران زیادی از جمله پورزمان ، آهنی ، وجودی ، فرضی و... در این مکان چشم به جهان گشوده اند. و لازم به ذکر است که گویش محلی این روستا تفاوت عمده ای با روستاهای همجوار دارد که این موضوع خود از اهمیت زیادی در ریشه یابی پیدایش آن برخوردار میباشد..

در دوره ی فئودالیسم این روستا مرکز اقامت خان و خانزاده ها بوده و بهمین جهت اولین روستایی است که از نعمت خواندن و نوشتن بهرمند شده است، بگونه ای که اولین مکتبخانه ها و اکابیر خانه ها در این محل داییر شده اند که در آنها به تعلیم قرآن و گلستان و آداب معاشرت و ... میپرداختند. لازم بذکر است که اولین مدرسه رسمی هم به همت حاج علقلی خان کریمی  در سال 1332 _که خانه ی خود را به این کار اختصاص دادند و سپس بطور کامل اهدا نمودند_ تاسیس گردیده است. البته  در کمال تاسف با اینکه نوه ی ایشان نیز از شهدای جنگ تحمیلی بودند نامی از خدمت ایشان ذکر نگردیده و حتی نام مدرسه را نیز ابتدایی شهید مدنی نامیده ند.

پس ازتاسیس مدرسه که از عوامل عمده ی گسترش روابط این روستا بود، در سال 1348 _ 1353 ساخت سیلو گندم مولان با بیش از هشت هزار تن ظرفیت و بهره برداری از آن، ازعوامل بسیار مهم توسعه ی مولان بحساب می آمد. این امر سبب بالا رفتن روحیه عمومی و روی آوردن مردم از کشاورزی به صنعت گردید. البته این پروژه با اینکه منبع درآمدی برای اهالی بود کشاورزان را نیز برای کشت بیشتر و بالا بردن کیفیت محصول راغب می نمود. ولی در کمال تاسف از سال 1375 تا به امروز بدون هیچ دلیل قانع کننده ای تعطیل شده بود که خوشبختانه باتلاش و زحمات برادران ساسانی مولان بصورت خصوصی و در زمینه آردسازی شروع به فعالیت کرده است که موجب سرور و خوشحالی اهالی مولان و منطقه می باشد.

در دوران انقلاب و بعدها در دوران هشت سال دفاع مقدس اهالی این روستا از جمله ی کسانی بودند که بسیجی وار به میدانهای حمایت از شرف و ناموس شتافتند و در کمال افتخار پنج شهید و چندیدن جانباز و شیمیای به این آب و خاک تقدیم کردند ولی با این اوصاف هنوز این مردم از نبود امکانات و مهمتر از آن نبود منبع درآمد به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند که کماکان این روند  ادامه دارد.

ای که دستت میرسد کاری بکن . . .

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 13 مرداد 1391برچسب:کلیبر,شهرستان کلیبر,شهرستان,نگاهی گذرا به شهرستان کلیبر,مولان,روستای مولان, توسط سعید یاوری |

 

نگاهی گذرا به شهرستان کلیبر

شهرستان كلیبر با وسعت 3630 كیلومتر مربع یعنی 5/5% از مساحت كل استان در شمال استان آذربایجان شرقی در 170 كیلومتری مركز استان (تبریز) واقع است. این شهرستان از شمال به رودخانه ارس و جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان جلفا، از جنوب به شهرستان های اهر و ورزقان و از شرق به شهرستان پارس آباد در استان اردبیل محدود است.

جغرافیای طبیعی شهرستان کلیبر

آب و هوا: این شهرستان از نظر آب و هوا چهار فصل، دارای تابستانهای معتدل، كوههای جنگلی پوشیده از درخت و زمستانهای پربرف است از لحاظ اقلیمی به دو  منطقه تقسیم می شود: الف) منطقه مرتفع جنوب كه بلندیهای قره داغ را تا 3000 متری شامل می شود و اكثر مناطق جنگلی و مرتفع در این قسمت قرار گرفته است. ب) منطقه شمالی كناره های رود ارس با ارتفاع 150 متر از سطح دریا بوده و اكثر اراضی مستعد كشاورزی در این منطقه قرار گرفته است.

آمار بارندگی شهرستان در سال 76 جمعاً 3/341 میلیمتر را نشان می دهد كه در مقایسه با سال 75 جمعاً 5/48 میلیمتر افزایش بارندگی داشته ولی در مقایسه با سالهای 74،73،72 به ترتیب 8/51، 4/113، 1/79 میلیمتر كاهش بارندگی داشته است.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها: از لحاظ پستی و بلندی این شهرستان منطقه ای كوهستانی بوده و رشته كوه اصلی آن با نام قره داغ دارای قلل متعدد با ارتفاعات متفاوت باشد بیشتر قلل این رشته كوه در دو شهر اهر – كلیبر واقع شده و تنها قله سایگرم با ارتفاع 2750 متر در این شهرستان قرار دارد. قلل دیگر مانند گشت سر (2940 متر) قاضی بلاغ (2700 متر)، شیور (2652 متر)، سارپارق (2860 متر) و زینقالو (2900 متر) در دو شهرستان اهر و كلیبر استقرار یافته اند.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش (مرکزی، خداآفرین و آبش‌احمد)، 15 دهستان و 3 نقطه شهری به نام های کلیبر، خمارلو و آبش‌احمد می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان کلیبر در حدود 259،87 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان کلیبر

سیاح غرب به نام ابن حوقل در سال ۳۶۷ هجری از منطقه کلیبر دیدن کرده و می نویسد : سیاه کویه (قره داغ ) کوهی بس بزرگ است و مردم آنجا به سیصد زبان تکلم دارند . در سراسر آن باغ ها و گلها و آبراهه ها و نیز فلاحان دیده می شوند ، سرزمین پر برکت و حاصلخیز است چنانکه میوه های آن هدر رود و خوردن آن رایگان است . در این ناحیه همیشه ابر است و آفتاب کمتر می تابد.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان کلیبر

قلعه بابک (قلعه بذ): مهمترین اثر به جا مانده از تمدن های گذشته قلعه کوهستانی بسیار بزرگ و عظیمی است بر بالای کوههای مهجور که کوهی بس صعب العبور است و ارتفاع آن از سطح دریا ۳۰۰۰ متر می باشد. این قلعه با اسامی مختلفی چون قلعه بذ ، قلعه جمهور، قیز قالاسی، کلیبر و قلعه بابک نامیده می شود .از این قلعه در طول تاریخ پادشاهان و عیاران زیادی استفاده کرده اند .موقعیت قلعه بابک طوری است که دسترسی بدان غیر ممکن بوده و از دو راه می توان به آن صعود کرد . این قلعه در ۵ کیلومتری جنوب غربی کلیبر قرار دارد .

قلعه بابک دارای ۲ دروازه می باشد . دروازه شمالی و دروازه غربی که اصلی ترین و پر ترددترین دروازه شمالی است که درست روبروی دالان ورودی که یک نفر بهسختی می تواند از آنجا بگذرد قرار دارد ، و دروازه غربی به عنوان دروازه فرعی محسوب می شود و از رونق چندانی برخوردار نیست.

قلعه پیغام: این قلعه در ۱۰ کیلومتری جنوب کلیبر در نزدیکی روستای پیغام بر بالای کوهی که از سه طرف آن پرتگاه است و رود بزرگ کلیبر از پای این کوه می گذرد قرار گرفته است . از ساختمانهای قلعه و دیوار آن آثار کمی باقی مانده است و حفاران و دزدان آثار باستانی همه چیز را تخریب کرده اند .مصالح به کار رفته در برج باروها و سیستم نگهداری آی و آب انبار مشابه قلعه بذ و قلعه آوارسینمی باشد . باستان شناسان تاریخ این قلعه را به دوران قبل از اسلام و اشکانیان نسبت داده اند .این قلعه بر تمامی راههای ورودی و خروجی شهر تسلط داشته و تنها راه قدیم و جدید از کنار آن می گذرد .همان طور که از اسم این قلعه بر می آید وظیفه آن نگهبانی در درب ورودی شهر  باستانی بَر یا کلیبر کنونی بوده است .

قصر وینه: روستای وینه مرکز دهستان منجوان از بخش خداآفرین است که طبیعت بسیار زیبا و خاطره انگیز دارد. در ورودی ده بر بلندی کوهی که به رود ارس و قسمت قره باغ و راه اصلی کنار ارس تسلط دارد خرابه های قلعه وینه به چشم می خورد .قصر باشکوه کانتور متعلق به ارمنی ثروتمندی به نام طومانیانس بوده (دوران قاجاریه ) که محل نگهداری غلات و احشام و همچنین محل زندگی در اطاقهایمتعدد به چشم می خورد . قصر کانتور در دو طبقه و از سنگهای تراشیده شده به شکل مربع ساخته شده است . تاریخ ساخت یا تعمیر آن در سر درب ورودی سال ۱۹۰۷ میلادی را نشان می دهد . ساختمان این بنا شباهت زیادی به کلیسای سنت استپانوس در جلفا دارد و بی شک قسمتی از ساختمان به عنوان کلیسا کاربری داشته است .

پل های خداآفرین: یکی از آثار قدیمی و مهم شهرستان کلیبر پل های قدیمی و تاریخی خداآفرین می باشد . در نزدیکی روستای خمارلو دو پل قدیمی به چشم می خورد که یکی خراب شده ولی دیگری تعمیر شده است و هنوز هم برای پیاده قابل استفاده است . طول پل سالم ۱۶۰متر است که ۱۲۰متر متعلق به ایران و ۴۰ متر متعلق به جمهوری آذربایجان است . محل پل ها تنگ ترین معابر رود ارس می باشد که بستر سنگی دارد ولی سایر جاهای محل عبور رود آهکی ونرم است که در آن زمان برای ساختن پل توانایی و امکانات نداشتند . عده ای ، از پل به نام پل کیخسرو – عده ای عده ای به نام پل کوروش و یا سیروس خوانده اند . در کتاب های تاریخی آمده است که اعراب نیز برای فتح قفقاز از پل ها استفاده کرده اند . همچنین پادشاهان امرای زیادی در طول تاریخ آن را تعمیر کرده و ازآن استفاده کرده اند که از جمله آ ن پادشاهان : الجایتو سلطان – شاه خدابنده – آقا محمدخان قاجار – جلال الدین ملکشاه و …

مسجد جامع کلیبر: مسجد جامع کلیبر در مرکز شهر قرار دارد . طول بنا ۵۰ متر عرض آن ۳۰ متر می باشد مسجد دارای گنبدی بزرگ است که در گذشته مناره ای به ارتفاع۴۵ متر و قطر ۱۷ متر داشته که تا سال ۱۳۳۰ شمسیپابرجا بوده . این مناره به علت بمباران روس ها در شهریور۱۳۲۰ آسیب دیده و در سال ۱۳۳۰ فرو ریخته است .در وسط این مسجد درخت داغداغان تنومندی رشد کرده و سر از وسط مسجد بیرون برآورده بود که در سال ۱۳۴۰ شمسی توسط امناء مسجد معدوم شده است . قصر آئینه لو: از دیگر جاذبه های تاریخی و مهم و جذابشهرستان قصر آئینه لو می باشد . این قصر در ته یکی از دره ها در روستای آئینه لو قرار دارد این قصر به ثروتمند معروف ارمنی دوران قاجاریه (طومانیاس) بوده است .از ساختمان با عظمت آن امروزه چیزهای زیادی باقی نمانده است . بنای نیمه سالم و باقی مانده این عمارت که در جهت شمال جنوب ساخته شده است در حدود ۱۲*۲۰ متر می باشد که قسمت جنوبی آن از در اصلی تا جنوب ۵/۶ متر می باشد این ساختمان ۳ طبقه یعنی (قسمت جنوبی) سه طبقه ولی بقیه ساختمان ها ۲ طبقه می باشد . نامگذاری این قصر به نام آئینه لوبه خاطر سقف فلزی و درخشندگی بیش از حد آن بوده و چون مردم برای اولین بار شاهد این چنین سقفی می شدند آن را آئینه لو نامیدند .

قلعه دره سی: قلعه دره سی در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهرستان در جوار سپهر حماس قلعه بذ قرار دارد . در این مکان علاوه بر سر سبزی و خرمی آبشار های بلند از آب چشمه های کوهستانهای بذ وجود دارد که همه کس را بیشتر شیفته خود می سازد . روح نوازی انواع پرندگان کوچک و بزرگ در دل جنگل در شب و روز نوازشگر گوشگردشگران عزیز می باشد . این تفرجگاه محل زندگانی پرندگانی مانند کبک و پرندگان شکاری مانند شاهین و همین طور پرندگان خوش الحال می باشد که هر ساله پذیرای هزاران هزار میهمان داخلی و خارجی با طبیعت خود می باشد .

اخیرا در این منطقه عملیات اجرایی ساخت تله کابین و مجتمع تفریحی آغاز شده است. این مجموعه بسیار گسترده از بخشهای متنوعی مانند مجموعه تله کابین گردشگری،مجموعه رستوران های سنتی و مدرن ، مجموعه اقامتی، مجموعه تفریحی و شهربازی، مجموعه ورزشی، مجموعه دهکده تندرستی، مجموعه شهرک سینمایی و رصدخانه، مجموعه باغ گل، باغ وحش، باغ پرندگان، پارک طبیعت، مجموعه خدمات عمومی و تجاری و فضاهای عمومی تشکیل شده است که در فازهای مجزا و زمان بندی های تعیین شده، اجرا خواهند شد.

اقتصاد

فعالیت اقتصادی در داخل شهر بیشتر اختصاص دارد به بخش خدمات شهری. با توجه به موقعیت قرارگیری شهرستان كه از چهار طرف بوسیله كوههای بزرگ محاصره شده است لذا زمین و سطح مناسب برای كشاورزی بسیار كم می باشد و كشاورزی بیشتر به صورت دیمی صورت می گیرد.

کشاورزی

بخش كشاورزی شامل گروه های عمده فعالیت كشاورزی، شكار و جنگلداری است كه در سطح شهرستان این بخش حدود 50 درصد از شاغلین را بخود اختصاص داده است. درآمد بخش كشاورزی معمولاً از درصد پایین برخوردار بوده به طوری كه اغلب روستائیان برای كسب درآمد بیشتر و استفاده از امكانات رفاهی به شهر مهاجرت می كنند. منطقه به خاطر جنگلی بودن و حیواناتی كه در آن هست مردم را به سوی جنگلداری و كسب درآمد از جنگل و شكار هدایت می كند.

صنعت

این بخش شامل استخراج معدن، صنعت تامین برق، گاز، آب رسانی می باشد كه در این بخش بیشترین تعداد شاغلین مربوط به كارگران ساختمان اعم از كارگر ساده، فنی و معمار است. بعد از آن صنعت یا ساخت وسایل و تعمیر است. در قسمت صنعت تامین گاز، آب و برق شاغلین به تخصصهایی همانند لوله كشی آب، تامین گاز و تامین برق مشغول هستند

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:مولان,روستای مولان,ترجمه زيبا و دقيق شعر , توسط سعید یاوری |

ترجمه زيبا و دقيق شعر "علي اي هماي رحمت "به زبان ترکی

 


ترجمه زيبا و دقيق شعر "علي اي هماي رحمت " كه زحمتش رو جناب حجت الاسلام حسن عالمي بكتاش كشيده است در تاريخ 2007-12-03 روزنامه سحر اغدير در كشور تركيه منتشر شد. و اينك اين ترجمه با حروف لاتيني و نيز با ترجمه تركي آذري براي اولين بار در ايران و انحصارا در وبلاگ اسلام دوست داشتني قرار داده شده است.

 

 اميدوارم كه مورد توجهتون واقع بشود.

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند: شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران ايراني را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران ايراني آمدند. فرمودند : شهریار ما کجاست؟! شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
«
همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»
ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .

چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .

مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .

ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

 Maraşlı Ayetullah Necefî ile "Rahmet hümâsı"

Ayetullah Meraşî Necefî defalarca şunu anlatırdı: 

Bir gece Allah'ın evliyasından birini görmek niyetiyle tevessülde bulundum. O gece rüya âleminde Kufe mescidinin köşesinde oturduğumu, Emirül müminin Ali'nin mübarek vücudunun da bir toplum içerisinde olduğunu gördüm. O Hazret şöyle buyurdu:
Ehli beyt şairlerini getirin. Bir kaç Arap şairini getirdiklerini gördüm. Buyurdular: İranlı şairleri de getirin: derken Muhteşem ve bir kaç İranlı şairinin geldiğini görüm. Hazret, "Bizim Şehriyarımız nerede?" diye sordu. Bir baktım Şehriyar geldi. Hz. Ali (a.s) Şehriyar'a hitaben buyurdu: Şiirini oku! Şehriyar ise bu şiiri okudu:

Rahmet Hümâsı
رحمت هوماسي

Ali ey rahmet hümâsı, sen ne ayetsin Allah'a!
Ki hümânın gölgesini düşürmüşsün mâ-sivaya
علي اي رحمت هوماسي، سن نه آيتسن آللها؟
كي هومانين کولگه سيني ساليپسان ماسوايا
Gönlüm Allah'ı tanırsan hep Ali'nin bak yüzüne!
Tanıdım Ali'yle Allah’ı yemin olsun Allah'a!
كونلوم آللهي تانيرسان هِي علي نين باخ يوزونه
تانيديم علي ايله آللهي آندولسون آللاها
Ayağının toprağına belki varır umuduyla;
Ne mesajlar ısmarladık acıklı canla sebâya...
آياغينين توپراغينا بلكه چاتار اومودويلا
نه ساواخلار تابشيرديك آجيخلي جانلا صبايا
Ne Allah sanabilirim ne insan diyebilirim,
Şaşarım ne ad vereyim "Lâ feta" mülkünün şâhına?
نه آلله سانابيليرم نه اينسان ديه بيليرم
شاشارام نجه بیر آد قویام لافتى مولكونون شاهينا
Vallahi iki âlemde yokluktan tek iz bulunmaz;
Ali varlık kaynağının kökenini bir tutarsa!
واللهي ايكي عالمده يوخلوقدان تك ايز تاپيلماز
علي وارليق قايناغينين كؤكه نيني بير توتارسا
Şayet ey rahmet bulutu sen yağasın yoksa ateş,
Yakacak bütün canları kahredici yalımıyla!
بلكه اي رحمت بولوتو سن ياغاسان يوخساكي اود
ياخاجاق بوتون جانلاري قهرديجي آلوويلا
Yürü ey miskin dilenci, Ali'nin kapısını döv!
Elaçıklıktan krallık kaşını verir yoksula!
ِيري اي ميسكين ديلنچي علي نين قاپيسيني چال
ال آچيخليقدان قِرالليخ قاشيني وِرَر يوخسولا
Ali'den başka kim söyler: "Ey oğul! Benim katilim,
Senin esirindir şimdi, yumuşak davransana ona!"
علي دن باشقا كيم سويلر: اي اوغول منيم قاتيليم
سنين اسيريندير ايندي يوموشاق گچين اونونلا
Ali'den başka kim sunar; apacayip bir oğlunu?!
Kerbela şehitlerini alem eylesin cihana...
علي دن باشقا كيم سونار آپ آجاييب بير اوغلونو
كربلا شهيدلريني علم اِيلسين جيهانا
Ney gibi nasıl vurayım; her an onun şevkinden dem?
Gaybin dili daha güzel, değinir bu hoş nevâya!
نِي كيمين نجه وورام هرآن اونون شوقوندان دم؟
قايبين ديلي داها گوزل دَيينير بو خوش نوايا
Bu ümitteyim hep gece ki sabahın esintisi,
Tanıdık bir iletiyle, bu dilenciyi okşaya...
بو اوميدّديَم هر گجه كي صباحين اَسينتيسي
تانيديق بير ايلتييله بو ديلنچي ني اوخشايا
“Yâ hak” kuşun ötüşünde gecenin bağrında dinle:
Arkadaşına dert yanmak, ne hoş bir şey Şehriyar'a!
يا حق قوشون اوخوشوندا گجه نين باغريندا دينله
سيرداشينا درد يانماخ نه خوش زاددير: شهريارا!

Ayetullah Meraşî Necefî (Allah'ı rahmeti onun üzerine olsun) buyurdu:
Şehriyar şiirini bitirince ben uykudan uyandım. Ben o güne kadar Şehriyar'ı görmediğim için ertesi günü Şehriyar'ın kim olduğunu araştırdım. Şehriyar Tebrizli bir şairdir dediler. Benden taraf onu Kum'a davet edin gelsin dedim. Birkaç gün sonra Şehriyar geldi. Bir baktım rüyamda Hz. Emirül müminin'nin huzurunda gördüğüm adamın ta kendisidir. Ona şu "Rahmet Hümâsı" şiirini ne zaman söyledin? diye sordum. Şehriyar hayret içinde, siz nereden benim böyle bir şiir yazdığımı biliyorsunuz? dedi. Zira ben bu şiiri ne birine verdim, ne de onun hakkında biriyle konuşmuşum!
Merhum Ayetullah Maraşlı Necefî şehriyar'a şöyle buyurdu:
Birkaç gece önce ben uykuda Kufe camisinde olduğumu gördüm ve Hz. Emirü mümininn orada teşrifleri vardı. Hz. Ali Ehli Beyt şairlerini çağırdı. İlkönce Arap şairleri geldiler. Daha sonra, söyleyin İranlı şairler gelsinler diye buyurdular. Onlar da geldiler. Sonra, Bizim Şehriyar'ımız nerede? Şehriyar'ı getirin şeklinde buyurdular. Derken sen geldin ve sana, şiirini oku diye buyurdu. Sen ise ilk beytini hatırladığım (Ali ey rahmet hüması, sen ne ayetsin Allah'a?) şiiri okudun. Söz buraya varınca Şehriyar çok derinden etkileniyor ve şöyle diyor:
Falan gece bu şiiri dizdim ve daha önce anlattığım gibi bu şiiri yazmak konusunda kimseyi haberdar etmedim. Ayetullah Maraşî Necefi diyor, Şehriyar şiiri yazdığı tarih ve saati söyleyince anladım ki Şehriyar o şiirin son mısrasını tam bitirdiği anda ben o rüyayı görmüşüm!
Ayetullah Maraşlı hazretleri birkaç kere bu olayı anlattıktan sonra şöyle buyurdular:
Kesinlikle şehriyar bu şiiri söylediği sırada ona ilham edilmiştir de böyle yüce anlamlı bir şiiri dizebilmiştir. Gerçi kendisi de yüce Peygamberimizin soyundandır. Ne mutlu Şehriyar'a ki ceddinin teveccüh ve inayeti ona şamil olmuştur. Evet, bu yüce zatlar, kerem ailesidirler ve bizim hepimiz onların inayetleri sayesinde bulunmaktayız.
Kaynak:
Ayetullah Meraşi Necefî'nin ilahî-ahlakî vasiyetnamesinden seçmeler. S 50–53. Çeviri: Hasan Âlimi Bektaş

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:مولان,روستای مولان,شعر صفای مجلس,صفای مجلش,وجودی,شعر وجودی,شعر آقای وجود,, توسط سعید یاوری |

 

 

  شاعر : آقای وجودی

صفای مجلس آختارسان چاغر فرزانه لر گلسین

 حقیقت شمعینه دایم یانان پروانه لر گلسین

  ***************************

چکن محنت اولان غمگین دئیشمز هئچ زمان رنگین

 یاتان خالقن چالان زنگین اویاخ دوردانلرگلسین

 ***************************

 گل اویرن شیدا بلبلدن طلاوتلی شیرین دیلدن

  سوزون شهدین چکرگلدن اوشهده شانلر گلسین

  ***************************

 دویان انسان یولون چاشماز حقیقتدن اوزاخلاشماز

 اورگ سرّین توکوب آشماز اونا بیگانه لر گلسین

*************************** 

 دوزن عشقین فراقنداگزن حکمت سوراغندا 

  صمیمیّت بولاقندا دولان پیمانلر گلسین

***************************

گنیش دنیا قوجاقندا قالان حسرت بوجاقندا

 زمانن ظلم اوجاقندا قالان کاشانه لر گلسین

***************************

 وجودی آچگنن قول لار قدم قولوب اهل حالّار 

 سوپور مژگانینن یول لار عزیز جانانلر گلسین

 

 


 ایران منم ـ ایران منم 

 *****************************

 زادگاه مرد میدان بیشیه شیران منم  

 پخش ائدن ظلماته نورین شعلیه ایمان منم  

*****************************  

 ایسترم جاری اولا دونیا اوزونده شهرتی  

  تشنه یه راه حسینم سینه سی سوزان منم  

  *****************************  

 ایران منم ـ ایران منم  

  ***************************** 

 وار منیم عشقه شهادت چون منا قوربانییم 

  شمع سوزان وطنده بیر یانان پروانه یم 

  ***************************** 

  جان نثار و حق طلب اینسانلارا آشیانییم 

   عمرطاغوتا قویان بیر نکته یه پایان منم  

 *****************************  

ایران منم ـ ایران منم 

*****************************  

جبهه لرده ملت ایران آچیبلار سینسین

هرطرفدن دفع ائدیلر اجنبی لر بیر رهبر بیزیم

*****************************  

 افتخار ایچره اولان غیرتلی بیر کشور بیزیم

اسمگه کفر اوستونه معجوزلو بیر طوفان منم

*****************************  

ایران منم ـ ایران منم

*****************************  

واردی ارثیمده شجاعت مرتضی حیدر منیم

ائتمز ظلمه اطاعت دوغراسا خنجر منیم

***************************** 

 جایگاهومدور اولونجه مرزیده سنگرمنیم 

قانیان امظا ائدیب باغلیین پیمان منیم

***************************** 

ایران منم ـ ایران منم

*****************************  

اولما غافل یاز وجودی انقلابه شعرینی

دفترین ایله سپر آل دستینه شمشیرینی

 *****************************  

تیکه تیکه ایلییاخ استعمارین زنجیرینی

ساقی یه جام شهادت منبع احسان منم

*****************************  

ایران منم ـ ایران منم 

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:آقای آهنینین بایرام اوچون شعری,آقای آهنی,شعرآهنی,شهر آقای آهنی, توسط سعید یاوری |

آقای آهنینین بایرام اوچون شعری 

****************************** 

طبیعت دولانیب ایل تزلندی 

بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

****************************** 

 وطنده گول آشدی گول تزلندی 

 بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون 

****************************** 

تزه حیات تزه دوران تزه ایل

چکیلسین غم کدر قالماسیننیسکیل

****************************** 

آچیلسین سولمیئن وطنیمده گول

بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

******************************  

صاف آرزولار صاف دیلهلر صاف اورک

بوی آتسین وطنده اوجالسن گئرک 

******************************  

 حقیقت دانشاخ حقیقت دیاخ

بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

****************************** 

وطن گوله اورک گوله دیل گوله

بلبل نازایلیه هر قیزیل گوله

****************************** 

 دشمانلار باخدیقجا باغری سوکوله

 بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

****************************** 

دشمن باغری یاران هر مسئولارا

خلقته جان وئرن وطن دوسلارا

****************************** 

رهبر دورانا هم استاندارا 

بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

****************************** 

آهنی ده دئییر آزاد دورانا

گوزل وطنیمه گوزل ایرانا اوز آنا یوردوما آذربایجانا 

***************************** 

بو نوروز بایرامیز مبارک اولسون

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:کونلومه کچ,فرمان,فرمان فرضی شعر فرمان فرضی,مولان,روستای مولان,شعر آقای فرمان فرضی,, توسط سعید یاوری |

 فرمان فرضی مولان

کونلومه کئچ...

 کونلومه کئچ

 

یارپاق اوسته داندان قالان بیر شئه کیمی

 

 کونلومه کئچ
قاپالاغی آیاقلایان قوزو کیمی
کونلومه کئچ
سئوگیلیمین اوزو کیمی
کونلومه کئچ 
نارین یاغان بیر دم لنمیش یاغیش ایله
کونلومه کئچ
بیر ایستکلی باخیش ایله
ماهنی ماهنی آغری اولوم بوغازیندا اوخو منی 

 

 دویغو دویغو سه په له نیم گوزلرینه آغلا منی

 

 کوپدن کوپه جامدان جاما سوزه له نیم
دوداغیندا ساخلا منی
ببکلرین ائویم اولسون
دالغالاندیر ائویمی ییخ
یولداش دئیه ال اوزادیم
یولداش دئیه الیمی سیخ.

 

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:فرمان,فرمان فرضی,شعر فرمان,شعرفرمان فرضی,یورغون,مولان,روستای مولان, توسط سعید یاوری |

 

 

 "یورغون" تخلوصو ایله تانینان شاعیر "فرمان فرضی مولان"

 

 مین اوچ یوز اللی یئددینجی گونش ایلینده "اهر" ایله"موغان" یولونون اطرافیندا و "اوچ قارداش"داغی نین شیمالیندا یئرلشن "مولان" کندینده دونیایا گوز آچدی. "مولان" کندی اسکی زامانلاردان مدنییت سارایی تانینمیش دیر.

درین دویغولو و یاشیل دوشونجه لی "یورغون " شاعیر، عالی تحصیلینی تبریز بیلی یوردونون حقوق فاکولته سینده باشا بیتیرمیشدیر.او،عینی حالدا موسیقی ساحه سینده ده بیر باجاریقلی هونر صاحیبی دیر.

 "یورغون" شاعیرین اینجه طبعی،دونیایا فلسفه وی باخیشی و درین مضمونلاردا و اوزه ل مووضوعلاردا شئعیر یاراتماغی اونون اومانیستی و عدالت سئورلیییندن باغلی دیر.شاعیرین بو گونه دک نئچه شئعیر مجموعه سی او جومله دن "گوزومده بیر دوداق دویغو" ایشیق اوزو گورموشدور.ایستکلی شاعیریمیز ایندی تبریز شهرینده حیات سورور.

 دئمه لی یم کی" یورغون" شاعیردن یاشلی اولسامدا ادبییات عالمینده بو گورکملی و اینسانی حئیرته دالان سوز و صنعت اوستاسی نین ایزله ین لریندن اولموشام.من بو گورکملی اینسان سئور و مبارز شاعیردن تاثیر آلماغیمی اوزومه بویوک بیر فخر بیلیره م.

آشاغیدا شاعیر "یورغون " جنابلاریندان نئچه بند شئعیر گوسترمک له سوز اوستاسینا و موحترم اوخوجولارینا اوغورلار دیله ییر ه م. یاشیل"

 

.: Weblog Themes By SaeiD Yavari :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

صفحه قبل 1 صفحه بعد